![]() |
![]() |
|
| (در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی) |
|
"کاش یارب" در دیاری که در او نیست کس یارکسی کاش یارب که نیفتند به کسی کارکسی هرکس آزار من زار پسندید ولی نپسندید دل زار من آزار کسی آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد هرکه چون ماه برافروخت شب تار کسی سودش این بس که بهیچش بفرشند چومن هرکه با قیمت جان بود خریدار کسی سود بازار محبت همه آه سرد است تا نکوشید پی گرمی بازار کسی غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید کس مبادا چون من زار گرفتار کسی تاشدم خوار تو رشگم به عزیزان آید بارالها که عزیزی نشود خوار کسی آن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از او بهوس هردوسه روزیست هوار دار کسی گرکسی را نفکندیم بسر سایه چوگل شکر ایزد که نبودیم بپا خارکسی شهریارا سرمن زیر پی کاخ ستم به که برسرفتدم سایه دیوار کسی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 9:58 بعد از ظهر توسط شیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شیدا متولد مهر ماه 1365 از جهرم فوق دیپلم کامپیوتر.....
دلی دارم که آواره ترین دل دنیاست. "برگ سبزی ست تحفه’ درویش چه کند بینوا همین دارد" |
|
RSS
|