![]() |
![]() |
|
| (در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی) |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 8:9 بعد از ظهر توسط شیدا |
|
|
تولدت مبارک خوش اومدی ستاره اگرچه از راه دور هيچ فايده ای نداره شمعارو روشن کن و به جام دو تا رو فوت کن نمی شه پيشت باشم فقط برام سکوت کن تو اين روز طلايی نگو کمی غم داری بدون که ديوونه ای به اسم شیدا داری تولد سال بعد خودم می رسونم هر چی تولد باشه ديگه پيشت می مونم گونه های نازتو با عطر ياس می بوسم چی کار کنم که دورم اينور اقيانوسم خواستم بيام کنارت اما اونا نذاشتن چون از تولد تو انگار خبر نداشتن اونا نمی دونستن که پادشاه آواز امروز به دنیا مي ياد با کلی شادی و ناز اون کيک رويائيتو ببر با دست نازت واسه همه بخونو برو سراغ سازت تو دل مثل دريات هزار تا آرزو کن با من عاشق از دور بخون و گفتگو کن تو اين روز تولد عيده تو ماه و مريخ اين روز خوب مي مونه هميشه توی تاريخ ميان برای تبريک تمام سياره ها امروز چراغونيه تو همهء قصه ها دريا به احترامت امروز و طوفاني نيست مسافرا زود ميان جاده ها طولانی نيست خدا تو اين روز خوب تو رو به ما هديه داد همه مث هم بودن فرشته شو فرستاد اول روز اومدن تابيدی جای خورشيد خدا گنا هامونو به خاطر تو بخشيد یک سبد عشق آوردی از آسمونای دور چه اسمی روت گذاشتن پر از شکوه و غرور زادهء فصل پاییز ساکت ولی بی قرار که خیلی زود رسیده به قلهء افتخار روز تولد تو کسی شکار نمی ره هیچ ماهیگیری حتی یه ماهی نمی گیره همه قراره امروز مثل تو مهربون شن باغا می خوان گل بدن برگا می خوان جوون شن درسته که بهار نیس درسته که پاییزه هیچ برگی اما امروز از عشقت نمی ریزه بادبادکای رنگی شمع و گل و فشفشه الهی زنده باشی تا آخر همیشه اشکامو پاک می کنم می گن شکون نداره ولی من از تو دورم چی کار کنم ستاره تنها توی اتاقم با رز و شمع و میخک به عشق نازت می گم تولدت مبارک می خوام کنارت باشم گونه هاتو ببوسم گناه من چیه که اینور اقیانوسم کاش من و تو یه روزی مرزا رو بر می داشتیم به جاش رزای قرمز روی زمین می کاشتیم می دونم از راه دور تبریک من قبول نیس اونم برای عشقم صاحب نمرهء بيست اما خودت می دونی که چاره ای ندارم من که به جز چشم تو ستاره ای ندارم می شينم و می شمرم بازم ستاره ها رو به جون این تولد قسم می دم خدا رو که سال دیگه امروز نشسته باشی پیشم تولدت مبارک دارم دیوونه می شم هدیهء شیدای تو فقط همین ترانه س بدون برات می میره گریه هاش عاشقانه س دلم می خواد بدونی تو این همه ستاره هیچ کسی قد شیدا نگاتو دوست نداره تولدت پر از گل پر از شمعای روشن کاش که تو این جشن پاک یه کم کنی یاد من تولدت پر از نور خوش اومدی ستاره اگر چه از راه دور هیچ فایده ای نداره
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 8:24 بعد از ظهر توسط شیدا |
|
|
تو امتداد سرنوشت کی بو د که از تو می نوشت زندگی من و تو رو با غم و غصه می سرشت با این همه گناه و درد کی می ره آخرش بهشت ببین ببین که دست من هر جا رسید از تو نوشت میون جاده ها هنوز گرد مسافرا به جاست تو شهر تو غریبه ام غریبه ای که بی صداست نفس می خوام نفس می خوام ... تو رو یه همنفس می خوام تو شب انتظار تو برای دل قفس می خوام اگه تو باشی پیش من سوته دلای در به در دوباره خورشید می کشم رو این شبای بی سحر سحر میاد شب سر می شه درای بسته وا می شه بهار میاد تو باغمون برکه من دریا می شه میون جاده ها هنوز گرد مسافرا به جاست تو شهر تو غریبه ام غریبه ای که بی صداست نفس می خوام نفس می خوام ... تو رو یه همنفس می خوام تو شب انتظار تو برای دل قفس می خوام منو ببر منو ببر بریم ی جای بی خطر یه جا که از تو بشنوم بگی برام گریه بخر بگو بگو به من بگو که من نشستم پشت در بگو که شعرم پر بشه از آدمای بی خبر نفس می خوام نفس می خوام ... تو رو یه همنفس می خوام تو شب انتظار تو برای دل قفس می خوام
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 10 اسفند1386ساعت 3:16 بعد از ظهر توسط شیدا |
|
|
کیفر شکستن دل تو رو من دارم با چه عذابی پس می دم هر نفس مردن و زنده شدنم اینه قیمتی که هر نفس می دم من که از سپیده ها جاری شدم ته این ظلمت چاه چه می کنم من که از قید تنم رها بودم ته این شکنجه گاه چه می کنم می دونم که این همه شکستگی ... کیفر شکستن تو هست و بس من بدی کرده ام و تو منو ... راحتم کن از عذاب این قفس
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 2:52 بعد از ظهر توسط شیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شیدا متولد مهر ماه 1365 از جهرم فوق دیپلم کامپیوتر.....
دلی دارم که آواره ترین دل دنیاست. "برگ سبزی ست تحفه’ درویش چه کند بینوا همین دارد" |
|
RSS
|