![]() |
![]() |
|
| (در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی) |
|
*اي كه گفتي عشق را درمان به هجران كرده اند* *كاش مي گفتي كه هجران را چه درمان كرده اند* *از وفاي تو من سوخته خرمن چه كنم* *من نگويم تو چه كردي* *تو بگو من چه كنم*
"آنچه زيباست عزيز نيست آنچه عزيز است زيباست و تو عزيزتريني."
@دوستت دارم@
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 دی1385ساعت 8:58 قبل از ظهر توسط شیدا |
|
|
تو به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه ي همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلود به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي و هنوز سالها هست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق اين پندارم كه چرا - خانه ي كوچك ما سيب نداشت. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 11 دی1385ساعت 8:43 قبل از ظهر توسط شیدا |
|
|
چه غريب ماندی اي دل نه غمي نه غمگساري نــه بــه انـتـظـــار يــاري ، نــه ز يـــار انـتــظــاري غــم اگــر بــه کــوه گـويــم بــگـريــزد و بــريــزد کــه دگــر بــديـن گــرانـي نـتـوان کشيــد بــاري سحرم کشيده خنجر که چرا شبت نکشتهست تــو بـکــش که تا نيفـتـد دگـرم بـه شـب گـذاري نه چنان شکسـت پشتـم که دوبـاره سـر بـرآرم منـم آن درخـت پيـري که نـداشـت بـرگ و بـاري.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 دی1385ساعت 10:50 قبل از ظهر توسط شیدا |
|
|
اشياء در انعكاس هم رنگ مي گيرند. چه كسي مي داند كه آسمان به رنگ درياست يا دريا به رنگ آسمان است؟ اگر چشمان خود را ببنديد خواهيد ديد نه آسمان به رنگ درياست نه دريا به رنگ آسمان است يافتيد! آسمان...دريا... بازتاب رنگ چشمان شماست. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1 دی1385ساعت 7:53 قبل از ظهر توسط شیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شیدا متولد مهر ماه 1365 از جهرم فوق دیپلم کامپیوتر.....
دلی دارم که آواره ترین دل دنیاست. "برگ سبزی ست تحفه’ درویش چه کند بینوا همین دارد" |
|
RSS
|